علي بن محمد البغدادي الماوردي ( مترجم : حسين صابرى )
231
آيين حكمرانى ( فارسى )
متولى حج در اين خطبه مردم را به اركان و مناسك حج و همچنين به محرمات حج توجه مىدهد و پس از ايراد خطبه ، نماز ظهر و عصر مردم را امامت مىكند - و البته در اينجا با اقتدا به پيامبر خدا صلّى اللّه عليه و إله كه نماز ظهر و عصر را باهم و به صورت شكسته خواند ، ظهر و عصر باهم و در وقت ظهر و نيز به صورت شكسته مىخواند . آنگاه پس از اين دو نماز روانه عرفات مىشود . اين همان موقف واجب و ركن است كه پيامبر صلّى اللّه عليه و إله دربارهء آن فرمود : « حج همان عرفات است ؛ هركس عرفات را درك كند حج را درك كرده است و هر كس عرفات را از كف بدهد حج را از كف داده است » « 1 » . حد عرفات عبارت است از ماوراى وادى عرفه كه مسجد در آن قرار دارد - و اين مسجد و نيز وادى هيچكدام جزو عرفات نيستند - تا كوههايى كه سرتاسر در سمت مقابل قرار دارد . به جاى آورندهء حج در كنار سه كوه نتعه ، نتيعه و تائب وقوف مىكند ؛ چه ، پيامبر خدا صلّى اللّه عليه و إله بر يكى از بلندىهاى تائب ايستاد و شكم مركب خود را رو به محراب قرار داد . اين بهترين موقفى است كه شايسته است امام در آن بايستد . البته او و هريك از ديگر مردم در هر جاى عرفه كه بايستند مجزى است . بهتر است امام درحالىكه بر مركب سوار است وقوف كند تا مردم نيز در اين كار به او اقتدا كنند . حجگزار پس از غروب خورشيد روانه مزدلفه مىشود . او نماز مغرب را به تأخير مىاندازد تا همراه با نماز عشا در مزدلفه بخواند . در آنجا هر دو نماز را براى مردم امامت مىكند و سپس شب را در مزدلفه مىماند ، جايى كه از « مأزمين » مىكوچد - و مأزمين جزو عرفات نيست - تا به « قرن محسّر » برسد - و قرن محسر نيز جزو عرفات نيست . مردم ريگهاى رمى جمرات را ، و هركدام به اندازهء بند انگشت ، از آنجا برمىدارند . متولى حج پس از طلوع فجر از مزدلفه روانه مىشود ، هرچند اگر پس از نيمهشب نيز آن جا را ترك گويد مجزى است ؛ چرا كه وقوف در مزدلفه ركن نيست و چنانچه شخص آن را
--> ( 1 ) . « الحج عرفة فمن ادرك عرفة فقد ادرك الحج و من فاته عرفة فقد فاته الحج » . اين متنى است كه ماوردى نقل كرده است . اما چنانكه به نظر مىرسد گويا اين متن تلفيقى از دو روايت باشد . جمله آغازين حديث ، حديثى مشهور است كه در منابع متعدد آمده و جمله دوم نيز بهطور مستقل در منابعى ديگر روايت شده است . ابن حجر بر اين عقيده است كه جمله آغازين حديثى است كه صاحبان سنن و همچنين ابن حبان ، حاكم ، دارقطنى و بيهقى آن را به روايت عبد الرحمن بن يعمر نقل كردهاند و جمله دوم نيز حديث ديگرى است كه دارقطنى آن را از طريق محمد بن عبد الرحمن بن ابى ليلى از عطاء ، از ابن عباس مرفوعا نقل كرده است . بنگريد به : ابن حجر ، تلخيص الحبير ، ج 2 ، ص 290 . درباره اشتهار جمله نخست يعنى عبارت « الحج عرفة فمن ادرك عرفة فقد ادرك الحج » نيز بنگريد به : ابن حجر ، منبع يادشده ، ج 2 ، ص 255 ؛ ابن ملقن ، خلاصة البدر المنير ، ج 2 ، ص 16 ، ش 1308 - م .